تبليغاتX
گروه علوم تجربی آموزش و پرورش گناباد

اطلس تاريخ ايران

قـبـل از ميلاد مسيح

پـارينه سنگي مـيـانه    40000

پـارينه سنگي قـديم    1000000

فـرا پـارينه سنگي (ميانه سنگي) 18000

پـارينه سنگي جـديـد    35000

آغـاز شهـر نشيني  6500

نوسنگي (آغـاز پـيدايش جوامع روستايي) 12000

آغـاز نگـارش  3600

شهـر نـشيني   6000

مادهـا  700

ايلامـيـان   3000

سلوکـيان  300

هـخـامـنـشيان  500

 

اشکانـيان  200  تا 200 بعـد از ميلاد

بعـد از ميلاد مسيح ( تولد مسيح )

خـلـفاي راشـدين

ساسانيان

طاهـريان

خـلفاي بني اميه

آل بويه

صـفاريان

اسماعـيـليـه

خـلفـاي بـني عـباس

غـزنويان

سامانـيان

آل زيار

عـلـويان

اتـابـکـان

سـلـجوقـيان

مـغـول

خوارزمـشـاهـيان

صـفـويان

تـيـموريان

زنـديه

افـشاريه

پـهـلـوي

قاجـاريه

 

تاريخ انقلاب مشروطيت در ايران

اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند

مطالب فوق فقط نقل قول از سایت زیر است ونویسنده هیچ تخصصی در این زمینه ندارد

به نقل از http://www.farhangsara.com

+ نوشته شده توسط پ.احمدی در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 0:52 |

تولد ايران

از تركيب اقوام آريايي و اقوام كهني كه پيش از آريايي‌ها در فلات ايران ساكن بودند ملتي به‌وجود آمد كه در طول هزاران سال ، فرهنگ و مدنيتي شاخص ، سلسله‌اي از امپراتوري‌هاي بزرگ و تمدني تأثيرگذار را در جهان كهن به وجود آوردند . اين ملت با بهره‌گيري از ميراث تمدن‌هاي كهن‌تر از خود نظير بابل ، اورارتو ، آشور و ايلام ، كشوري بزرگ را بنيان افكند .اوج شكوفايي اين تمدن در روزگار هخامنشيان بود . در اين زمان ، گسترده‌ترين حكومتي كه تا آن روزگار ، جهان به خود ديده بود بنيان گذاشته شد . كشوري قدرتمند با سيستم‌هاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي مدون و فرامليتي كه بعدها الگويي براي بازماندگان اسكندر و روميان شد و جامعه‌ي انساني را از عصر حكومت‌هاي محلي كوچك به دوران پرشكوه جوامع چندمليتي هدايت كرد. گستردگي قلمرو و تنوع اعجاب‌آور اقوامي كه زير پرچم هخامنشيان مي‌زيستند ، از يك سو موجب اختراع شيوه‌هاي نويني در ارتباطات ، ديوان‌سالاري و مبادلات اقتصادي شد و از ديگر سو نگاه انسان را به معناي فرهنگ و باورهاي ديني و قومي دگرگون ساخت . چنين بود كه ايرانيان براي نخستين بار منشور حقوق بشر را در دو هزاروپانصد سال پيش به فرمان كوروش تدوين كردند و نشان دادند كه چگونه مي‌شود در برابر هر انديشه ، باور و فرهنگي بردباري و رواداري داشت . قوانين مدني و قضايي ايران نيز در اين دوران ، چنين نگاه باز و منعطفي را به خوبي آشكار مي‌سازد . قوانيني كه ضمن پيروي از سياست‌هاي كلي حكومت هخامنشيان ، امكان آزادي‌هاي فردي ، قومي و آييني را براي تمامي اقوام امپراتوري محترم مي‌شمرد. تاريخ‌دانان ، بسياري از تحولات بزرگ بشري را به ايرانيان نسبت داده‌اند . «ريچارد فراي » شرق‌شناس وايران‌شناس برجسته آمريكايي ، رواج گسترده مبادلات بر مبنای پول و سکه رابه داریوش هخامنشی نسبت می دهد ، چرا که تا قبل از آن ،اگرچه پول وجود داشته‌ اما عمدة مبادلات به صورت جنس به جنس بوده است . اين پژوهشگر معتقد است كه قوانين و ساختار منظم حكومتي ايران باستان چنان دقيق و هوشمندانه بوده است كه حتي فيلسوفاني يوناني ، بارها بدان اشاره مي‌كردند و روش‌هاي تربيتي و ساختارهاي اجتماعي ايرانيان را مي‌ستودند . بنابر پژوهش‌هاي انجام شده قانون و حقوق رومي كه بنياني براي تمدن نوين غرب به شمار مي‌رود ، به نوعي برگرفته از قوانين ايرانيان درعصر هخامنشيان بوده است . عصر باستان به پايان رسيد و دوران تازه‌اي در تاريخ ايران آغاز شد ، نور الهام بخش اسلام بر ايران تابيدن گرفت ، آموزه‌هاي اسلامي با فرهنگ ايراني در آميخت و تمدن تازه اما نيرومندي از دل آن برخاست . در اين عصر نوين هرچند ديگر از آن امپراتوري‌هاي مقتدر ايراني خبري نبود ، اما ايرانيان در سايه اسلام گنجينه‌ي عظيمي از دانش ، فن‌آوري ، هنر و معرفت را براي جهانيان فراهم آورند ، كه گسترش و بازتاب آن در غرب ، زمينه‌هاي رنسانس و آغاز عصر خردورزي را باعث شد. دوره‌ي اسلامي در ايران يكي از درخشان‌ترين فصول تاريخ جهان است . اين فصل از تاريخ ايران را فوجي از شاعران و سخنوران جهاني ، فلاسفه ، حكيمان و دانشمندان بزرگ پربار كرده‌اند . پيچيدگي و عظمت اين عصر را مي‌توان در معماري اسلامي ايران مشاهده كرد . آنجا كه آميزه‌اي از شكوه گنبد و مناره‌هاي بلند و دريايي از ظرافت‌هاي خطاطي و اسليمي در كاشي‌كاري ، آجرتراشي و گچبري‌هاي مساجد متجلي شده است.

ايران سرزمين خرد

ابن‌خلدون دانشمند بزرگ اسلامي كه ساكن شمال آفريقا و حدود مغرب و اندلس بوده است ، نكته‌ي مهمي را درباره‌ي مدنيت و جوهر قدرت ايرانيان بيان مي‌كند او در تقسيم‌بندي حكومت‌ها و تمدن‌ها در جهان ، برترين و ماندگارترين دسته را حكومت‌هاي عقل‌گرا مي‌نامند . او به عنوان نمونه ، از ايرانيان نام مي‌برد . جالب آن است كه خاستگاه ابن‌خلدون ، تا پيش از اسلام در سيطره‌ي حاكميت روم بوده است و اين دانشمند با فرهنگ و تمدن رومي به خوبي آشنا است . با اين حال نمونه‌اي از حاكميت خرد و عقل در جامعه را ايران مي‌داند .

ايران و زبان پارسي

زبان پارسي يكي از كهن‌ترين زبان‌هاي زنده‌ي دنيا است كه ريشه‌هاي آن تا دورترين اعصار تاريخ مدنيت انساني امتداد يافته است . اين زبان بستر شكوفايي برخي از بزرگ‌ترين تمدن‌هاي باستاني بوده و در پي هجوم سهمگين بيگانگان ، زبان‌هاي گوناگوني را در دل خود حل كرده است . بسياري از شاهكارهاي جاودانه‌ي ادبي با آن نوشته شده اند و تا قرن‌ها فراگيرترين زبان بين‌المللي مشرق زمين بوده و دامنه‌هاي نفوذش از مركز اروپا تا باختر دور بوده است . شاهد اين مدعا نسخ متعددي از شاهكار‌هاي ادبي پارسي است كه از خاور دور تا قلب اروپا برجاي مانده است.

اطلاعات بيشتر از ايران

هر كجا كه مسافري بر خاك ايران پاي گذارد نشاني، ردي از آنچه ما به آن مي باليم، به چشم خواهد ديد. بناهاي شكوهمند، هنرهاي ظريفه و طبيعت چشم نواز همة آنچه هستند كه تاريخ نگاران، سياحان و هنرمندان در آثار خود بدان پرداخته‌اند. مجال پرداختن به همه ي اين آثار در اين فرصت كوتاه وجود ندارد،اما افتخار است ،اما از ميان هزاران هزاراثر تاريخي ايران، به 8 اثرآن خواهيم پرداخت، كه عبارتند از: چغازنبيل، تخت جمشيد، پاسارگاد، بيستون، تخت سليمان، ارگ بم، گنبد سلطانيه وميدان نقش جهان. علت انتخاب اين آثار بدان جهت است كه اين آثار در ليست ميراث جهاني يونسكو قرار دارند. يونسكو ( UNESCO ) سازماني آموزشي، علمي و فرهنگي ( United Nations Educational Scientific & Cultural ) وابسته به سازمان ملل متحد بوده كه در سال 1945 تشكيل شده و 191 كشور عضو و مقر آن در پاريس است. ميراث جهاني يونسكو(World Heritage Site ) نيز عهدنامه‌اي بين‌المللي است كه در تاريخ 16 نوامبر 1972 به تصويب كنفرانس عمومي يونسكو رسيده است. موضوع آن حفظ آثار تاريخي، طبيعي و فرهنگي بشراست كه اهميت جهاني دارد و به همه انسان هاي روي زمين، بدون در نظر گرفتن نژاد، مذهب و مرزي خاص تعلق دارند. تا سال 2007 ميلادي، تعداد 851 مكان از 142 منطقة جغرافيايي در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيده‌ كه، از اين تعداد 660 مكان- فرهنگي، 166 مكان- طبيعي و 25 مكان- مختلط ( فرهنگي و طبيعي ) ميباشند. اين اماكن در 5 منطقة جغرافيايي قرار دارد: آفريقا، منطقه عربي ( شمال آفريقا و خاورميانه )، آسيا- اقيانوس آرام ( آسيا، استراليا و اقيانوسيه )،اروپا و آمريكاي شمالي ( آمريكا و كانادا ) و آمريكاي لاتين وحوزه كاراييب . معیارهاي انتخاب يك اثر براي ثبت در ميراث جهاني يونسكو: 1- اثرمورد نظر دستاورد یا شاهکار هنری منحصر به فرد، باشد که از نبوغ انسان نشآت گرفته است. 2- اثرمورد نظر نمایانگر تبادل ارزش های انسانی در محدوده زمانی و نیز یک حیطه فرهنگی خاص باشد ،بطوریکه این تبادل در راستای پیشرفت معماری ، بناهای یادمانی، برنامه ریزی شهری و طراحی مناظر اطراف باشد. 3- اثر مورد نظر شاهدی بی نظیر و یا حداقل استثنایی یک سنت فرهنگی خاص و یا تمدن از میان رفته باشد. 4- اثر مورد نظر نمونه برجسته یک بنا یا مجموعه ابنیه ای باشد که نمایانگر تحول در تاریخ بشر باشد. 5- اثر مورد نظر نمونه برجسته از یک سکونت گاه زیستی و یا تغییر کاربری که انسان در زمین و دریا ایجاد کرده بوده است، باشد. این اثر همچنین باید معرف یک یا چند فرهنگ در این زمینه و یا تعامل موجود بین انسان و محیط زیست او باشد. 6- اثر مورد نظر با رویدادها، سنن زنده، افکار و اعقاید ، وهمچنين با آثار هنری و ادبی واجد ارزش جهانی منحصربه فرد، به گونه ای ملموس و بی واسطه مرتبط باشد. 7- اثر مورد نظر یک پدیده طبیعی یا تلفیقی از طبیعت و هنر باشد. 8- اثر مورد نظر نشان دهنده مراحل تاریخی کره زمین و روند حیات، فرایندهای موجود درحال پیشرفت و شکل گیری زمین باشد. 9- اثر مورد نظر نمونه برجسته ای از فرآیندهای در حال پیشرفت زیست شناسی و بوم شناسی براي تکامل زمین، آبها و اکوسیستم شامل حیوانات و گیاهان باشد. 10- اثر مورد نظر به محلی ، علمي و حفاظتي امن و طبیعی برای حفاظت از تنوع بیولوژیکی براي آن دسته از جانوران منحصر به فرد که در حال انقراض اند باشد به لحاظ علمی و حفاظتی باشد. و اما هشت اثر ايراني ثبت شده در ميراث جهاني

گنبد سلطانيه

بخش سلطانيه با وسعتي حدود 156 هكتار در ناحيه مركزي متمايل به غرب استان زنجان بين 48 درجه و 48 دقيقه طول شرقي و 36 درجه و 36 دقيقه عرض شمالي جغرافيايي با ارتفاع 1880 متر از سطح دريا در 39 كيلومتري جنوب شرقي شهر زنجان قرار گرفته است. سلطانيه تا چند دهه اخير ده كوچك وكم اعتباري به شمار مي رفت، اكنون با چند خيابان آسفالته و ساختمانهاي نوساز در حال گسترش است و اعتبار خود را در اشتهار گنبد سلطانيه جستجو مي كند. در زمان اولجايتوـ ايلخان مغول ـ فعاليتها و اقدامات عمراني و آباداني دامنه وسيعتري يافت و شخص اولجايتو برلي بر آورده كردن آرزوي برادرش ـ غازان خان ـ اساس پايتختي سلطانيه را پي ريزي كرد. پس از استقرار مغولان در ايران و پايتختي تبريز توجه آنان به سلطانيه جلب شد و اين ناحيه به عنوان مرغزار براي سلاطين مغول مورد استفاده قرار گرفت. به استناد متون تاريخي پس از مرگ ارغون ـ پدر اولجايتوـ منطقه سلطانيه در شمار يكي از اردوگاههاي مهم سرداران مغول درآمد. احتمالاٌ دفن خان مغول در كوههاي سُجاس واقع در جنوب شرقي اين ناحيه در اين انتخاب بي‌تآثير نبوده است، زيرا احتمال داشت اين منطقه مورد علاقه و احترام مغولان ـ كه اعتقادات پرستش اجداد در باورهايشان بود ـ قرار گيرد. علاقه ارغون به منطقه سرسبز و خرم سلطانيه و موقعيت ويژه آن كه بر سر شاهراه حياتي جاده ابريشم قرار داشت، انگيزه ي ساخت بناهاي عظيم معماري و شهرسازي را در اولجايتو زنده كرد و او پس از ايجاد شهري عظيم در سال 704 هجري قمري گنبدي با شكوه را پي ريزي كرد كه پس از گذشت 700 سال در آسمان نيلگون اين سرزمين پهناور مي درخشد و با گذشت قرنها پس از كليساي جامع مريم مقدس در فلورانس ومسجد اياصوفيه در استانبول ،سومين بناي گنبدي بزرگ و با شكوه در جهان است. اولجايتو پس از طرح شهر براي ساخت آرامگاه خود، هنرمندان، معماران و صنعتگران را از هر سو به سلطانيه آورد تا يكي از شاهكارهاي عظيم معماري و هنري دنيا را بنا كنند. اساس بناي گنبد سلطانيه در زمان غازان خان پسر آباقا و نوه هولاكو گذاشته شد. پس از مرگ غازان، اولجايتو به وصيت پدر عمل كرد و تصميم گرفت بنا را تكميل كند، براي همين سلطانيه را به عنوان پايتخت انتخاب كرد و وسعت آن را از 12000 گام به 30000 گام افزايش داد. در اين ميان با استفاده از نبوغ هنرمندان نخبه آن روزگار و فراخواني آنها به منطقه سلطانيه كار ساخت گنبد را آغاز كرد. اولجايتو نقشه گنبد را هشت وجهي نهاد و با تآثير پذيري از مقبره سلطان سنجر در مرو و نيز بناي مقبره غازان خان و با استفاده از مهارت و ذوق و استعداد هنرمندان چيره دست چنان اثري پديدار شد كه تا آن زمان نظيرش در عالم نبود. به استناد متون تاریخی در شهر سلطانیه ارگی وجود داشته که بنای گنبد سلطانیه در سمت جنوب غربی آن برپا شده است. زیبایی، عظمت و آوازه بنای باشکوه سلطانیه ،سیاحان و جهانگردان زیادی را بدين سو کشانده است و هر یک از آنان ، بنا را به نوعی تفسیر کرده اند. برخی از اين جهانگردان بنا را مسجد و گروهی دیگر دژ و بعضی کلیسا و آرامگاه خدابنده ناميده اند که به دستور وی ساخته شده است. ساختمان گنبد سلطانیه بر روی یک نقشه هشت ضلعی بنا شده است که طول هر ضلع آن 17 متر و فاصله میان وجوه خارجی آن 42 متر و ضخامت بنا حدود 40/7 متر است. این بنا متشکل از: گنبد، مناره، تربت خانه و سردابه است. طریقه تقسیمات در معماری داخلی و تئوری فضاهای این بنا تقارن بر گرد یک محور است که امتداد آن ما را متوجه مکه می كند. گنبد عظیم آرامگاه اولجایتو با ویژگی دو پوشه بودن خود از نوع گنبدهای شبدری یا چیدری با مقطع تخم مرغی شکل است. قوس این گنبد با دور بسیار تند و کشیده بنا شده و به لحاظ نوع و شكل دهانه ارتفاع و چگونگی بناي ساختمان در ایران بی نظیر است. اجرای گنبد بر روی نقشه مربع به کمک شکنج ( فیلپوش) بدون به کارگیری قالب از مهمترین ویژگیهای معماری ساسانی است. در طبقه سوم در زوایای هشتگانه بنا، هشت مناره ایجاد شده است که به استثنای یک مناره در ضلع شمال شرقی و نیمی از مناره زاویه شمال غربی که بخشی از کاشیکاری آن باقی مانده، بقیه مناره ها فروریخته است. این مناره ها توخالی است و با پلکان چرخشی از بام تا سقف ایوان های طبقه سوم و نوک مناره راه پیدا می کند. تربت خانه در ضلع جنوبی گنبد واقع است که ارتفاع آن تا طبقه دوم گنبد ادامه دارد. درباره چگونگي استفاده از این قسمت بنا ، نظرهاي مختلف وجود دارد که در اينجا مجالي براي تشريح آن نيست. برخی از محققان ،سردابه را محل قبر پادشاه دانسته اند ، چرا که سلاطین ایلخانی به پیروی از اعتقادات و سنن ایل و تبار خویش، اجساد مردگان را در گورهای سردابه ای در زیرزمین دفن می کردند. هنرهای کاربردی در گنبد سلطانیه عبارتند از: کاشیکاری، کاشی خشتی، آجرکاری، تزیینات آجری قالبی- مشبک یا کنده کاری، تزیینات آجری مهری، تلفیق آجر و کاشی، گچبری، نقاشی، کتیبه، تزیینات چوبی و سنگتراشی

 

 تخت جمشید:

 تخت جمشید 40 کیلومتر از پارسه گرد، محل کاخ کوروش، فاصله دارد. پارسه گرد در شمال تخت جمشید در دشت مرغاب و نزدیک دره پرپیچ و خم رود سیوند است، که به رود كر می ریزد. در مسیری تقریباً شمالي- جنوبی، 5 کیلومتر دورتر از انتهای جنوبی دره رود سیوند، در میان جلگه مرودشت صخره عظیم و تنهایی وجود دارد که همان کوه رحمت است. این کوه در جهت شمال- شمال غربی و جنوب- جنوب شرقی قرار دارد. داریوش فرمان داد تا بر دامنه غربی آن رو به دشت عظیم، بنای تخت جمشید را بنیان نهند. همانطور که دشت مقابل بنا ـ مرودشت ـ و شهر کوچک نزدیک آن پارسه خوانده می شد. بنای تخت جمشید هیچ پیوندی با جمشید روایات حماسی ندارد. مردم اعصار، بعد از هخامنشیان شاید بدان سبب که به حفظ تاریخ واقعی خویش اهمیت نداده و آن را فراموش کرده بودند و به جای آن حماسه های عصر خویش را تاریخ می انگاشتند، جمشید را از میان شخصیت های حماسی عظیم ایرانی برگزیدند و وی را بانی این بنای شگفت آور و ویران برشمردند. زیرا او از دیگر شخصیتهای حماسی خویش برتر و بزرگتر بود. از این گذشته بنا به نظر پیوسته دقیق خانم دکتر مزداپور، جمشید دیوان را در اختیار داشته است و باور عموم بر آن بوده که فقط دیوان قادرند چنین شگفت بناهایی را برآورند. ضمناً در شاهنامه نیز دیوان برای جمشید کاخی می سازند. با کشف و قرائت سنگ نبشته های فارسی باستان و بعضی اطلاعات منابع دیگر، آشکار شده است که بنیانگذار تخت جمشيد داریوش اول هخامنشی است و او در حدود 512 ق.م دستور داده اين بنا را بسازند. طول صفه تخت جمشيد ، رو به دشت غربی حدود 457 متر وپهنای آن در شمال و جنوب ، یک سوم کمتر از درازای آن است. سنگ های صفه را با ظرافت تراش داده و بدون ملات با دم چلچله هایی از سرب یا آهن آنها را به یکدیگر چسبانده اند. تنها راه ورود به صفه و کاخ های تخت جمشید از جبهه غربی است. در آنجا نزدیک به ضلع شمالی صفه و در دل بدنه دو رشته پلکان پاگرد روبروی هم قرار دارند. دیوار کوتاه کنگره داری سمت بیرونی پلکان ها را می پوشاند. عرض این پله ها 7 متر و بلندی هر پله از دیگری فقط 10 سانتیمتر است. تعداد پله ها درهر طرف به 111می رسد. سایر اجزای این بنای باشکوه عبارت است از: کاخ آپادانا، کاخ مرکزی، کاخ هدیش، کاخ تچر و تالارصدستون که توضیح آنها در این بحث نمی گنجد.

 پاسارگاد بین دره های مهم استان فارس، دشت فسا در جنوبغربی، پسترین آنها با ارتفاع 1400 متر است. مرودشت- گستره تخت جمشید- در نزدیکی مرکز استان 1770 متر ارتفاع دارد و پاسارگاد واقع در 53 درجه و 11 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 12 دقیقه عرض شمالی ارتفاعی برابر 1900 متر دارد. بطور خلاصه کوروش براي ارتباط با بقيه سرزمين هاي پارس یکی از مرتفعترین و شمالی ترین دره های زادگاه خود را به عنوان پایتخت انتخاب کرد. راه امروزی پاسارگاد از جاده اصلی اصفهان- شیراز منشعب مي شود ،به آرامگاه کوروش می پيوند. بین آرامگاه و محوطه کاخها 1 کیلومتر به سمت شمالشرقی فاصله است. سه ساختار مجلل موجود در این محوطه- دروازه R ، کاخ S ، و کاخ p با فاصله ای حدود 200 متر یا کمی بیشتر از یکدیگر قرار گرفته اند و اعتقاد به تصادفی بودن نحوه پراکندگی آنها و سایر واحدها در یک منطقه وسیع ، این توهم را در بین متخصصان ايجاد كرده که کل نقشه نشان دهنده تشکیلات پراکنده یک اردوگاه قبیله ای است. اولین کاخ، کاخ S هرتسفلد که اغلب کاخ بار عام نامیده می شود هنوز با تنها ستون سنگی افراشته خود با ارتفاعی بیش از 13 متر قابل تشخیص است. پشت کاخ S معبری باستانی قرار دارد كه به كاخ p منتهي مي شود. کاخ p قبل از کاوشهای باستان شناسی به خاطر تنها جرز باقی مانده آن به کتیبه سه زبانه میخی منقور به خوبی شناخته شده بود. باز هم به سمت شمال، جاده جدید از کنار برجی می گذرد که زندان نام دارد و به طرف تختگاه بزرگی از سنگ، که ارگی از دوره هخامنشی بوده ادامه پیدا می کند. این بنا مدتها با عنوان "تخت مادر سلیمان" شناخته می شد. بالاخره زمین مرتفعی که این ارگ بزرگ بر روی آن قرار گرفته با برآمدگیی ارتباط دارد که محدوده مقدس و سکوهای دوگانه آن را از بقیه این محوطه باستانی گسترده جدا می کند.

آرامگاه کوروش از تمام بناهای بزرگ دیگر محوطه جدا است و بر نیمه جنوبی دشت مرغاب تسلط دارد. این بنا در طرح خود دارای دو عامل مشخص است : یک کرسی بلند متشکل از 6 ردیف سکوی پله پله و یک جایگاه تدفین خرپشته ای ساده . آرامگاه احتمالاً در حالت اصلی خود 10/11 متر ارتفاع داشته است. بلافاصله پس از درگاه یک دالان کوچک بداخل آرامگاه راه دارد. بعد از دالان ورودی ، جایگاه تدفین شامل یک اتاق ساده است که دیوارهای آن جز یک مورد ابزار محدب در زیر سقف با سنگهای هموار و تخت ساخته شده است. بر روی اتاق تدفین و در زیر پوشش خرپشته ای یک فضای خالی وجود دارد که تقریباً تمامی فشار وارد بر مرکز دهانه سقف را برطرف می کند.

 میدان نقش جهان : درباره محل این میدان و بانی آن اختلاف وجود دارد. برخی می گفتند این میدان در زمانی پیش از صفویه بناء شده و محل آن در جای باغ چهلستون فعلی بوده است، ولی آنچه مشهور است اینکه میدان نقش جهان همان میدان امام خميني کنونی است که میان مسجد امام  و سردر قیصریه بصورت مستطیل قرار دارد. این میدان 12 مدخل بزرگ و چند راهرو کوچک داشته و ابتدای بنای آن از 1011 هجری بوده و از زمان شاه عباس تغییراتی در وضع این میدان داده شده و از آن به بعد بنام میدان شاه معروف شده است. در سال 1311 شمسی حوضی در میدان ساخته شد و در 1353 ه. ق آن را راه اندازي كردند. از آثار موجود در این میدان عمارت عالی قاپو، مسجد شاه، تالار طویله، مسجدشیخ لطف ا... و سردر قیصریه را ميتوان نام برد.

 

 ارگ بم 

بم بزرگترین مجموعه خشتی جهان است که 200000 متر مربع (20 هکتار) مساحت دارد، تا حدود 200 سال پیش محل سکونت و مآمن مردم بم بوده است. واژه ارگ عبارتست از قلعه کوچکی در قلعه بزرگ. ارگ دارای حصاری محکم به طول 1810 متر و ارتفاعی بین 15 تا 18 متر است و 38 برج دیده بانی بر روی آن به چشم می خورد. دورتادور ارگ را خندقی عمیق و عریض احاطه نموده که در هنگام دفاع برای مشکل نمودن عبور متجاوزان پر از آب می شده است. ارگ بم از دو بخش اصلی حاکم نشین و عامه نشین تشکیل شده است، بخش حکومتی شامل اصطبل، قورخانه و کهن دژ می باشد، اجزای تشکیل دهنده بخش مردم نشین آن عبارتند از: 528 خانه مسکونی، بازار اصلی، تکیه مسجد جامع، مدرسه میرزا نعیم، زورخانه، عمارت ملک التجار، کاروانسرا، عمارت اعیانی، حمام عمومی، ساباط (آسایشگاه و استراحتگاه) جهودا. اگرچه ،قدمت این بنای کهن را قریب 2200 سال ذکر کرده اند اما باز هم به درستی نمي توان زمان احداث و برپایی بزرگترین مجموعه خشتی جهان را ذکر کرد. اما افسوس که در سپیده دم 5 دیماه 1382 قلب تپنده تاریخ به همراه ده ها هزار انسان آرزومندی که گرمای اشتیاقشان را به خاک سرد گور سپردند از حرکت باز ایستاد و داغ غمی جانکاه بر سینه همه فرهنگ دوستان این دیار و صاحبان فرهنگ و هنر جهان نقش شد.

 تخت سلیمان: آتشکده ساسانی آذرگشنسب تخت سلیمان وسیع ترین تآسیسات ساسانی است که تاکنون شناسایی و از زیر خاک بیرون آورده شده است و یکی از بزرگ ترین نمادهای مذهبی، سیاسی و فرهنگی اواخر دوره ساسانی در قرن 6 میلادی به شمار می آید. تخت سلیمان كه مكاني مقدس مربوط به قرن هشتم ميلادي است در 3 کیلومتری زندان سلیمان قرار دارد. تخت سليمان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه در یک دره سرسبز در ارتفاع 3000 متری دامنه جنوب کوه های بالکاش واقع شده که قله 3200 متری کوه بلقیس در آن قد علم کرده است. تخت سلیمان روی صفه ای از رسوبات آهکی، دریاچه ای به عمق بیشتر از 60 متر دارد که چشمه جوشان آن در بلندترین نقطه دره سرسبز را حاصلخیز می کند. تخت در جهت شمالی- جنوبی 380 متر و در جهت شرقی- غربی 300 متر گسترش دارد. این محدوده با حصاری محصور است که و از سال 1959 حفریاتی در آن صورت می گیرد.این حفریات باعث شد ،محوطه مسکونی دوره هخامنشی و استحکامات دوره ساسانی و آتشکده ها مشخص شود. دوره میانه این محوطه به قرون 10 تا 12 میلادی می رسد. با انقراض حکومت ساسانی در نیمه دوم قرن هفتم میلادی ،آتشکده سریعاً اهمیت خود را از دست داد. به نظر نمی رسد که بناهای با اهمیتی در این دوره بوجود آمده باشد، ولی سرامیکهای مربوط به دوره خلفای عباسی و آل بویه یک اسکان متناوب را نشان می دهند. كيلو متري زندان سليمان قرار دارد. ایلخان آباقا که مقرش مراغه بود برای بنای کاخ شکار و در عین حال اقامتگاه تابستانی اش که حدود 1270 میلادی شروع شد از دیوارهای محفوظ مانده آتشکده استفاده کرد. جالب توجه است که طرح اصلی آتشکده برای تآسیسات کاخ شکار بیش از حد دارای اعتبار بوده است و در واقع میتوان گفت که تآسیسات کلی جایگاه مقدس در تآسیسات کاخ منعکس است.

 

 

 چغازنبیل: اونتاش گال شاه ايلام حدود اواسط قرن 13 ق.م پشته وسیعی را انتخاب كرده و در آن مكاني مذهبي ساخت كه به درو- اونتاش معروف شد. این مكان در حال حاضر همان زیگورات چغازنبيل است كه زواياي آن به سوي جهات اربعه است و طول هر ضلع آن 20/120 متر است.رمن گير شمن ـ باستان شناس معروف فرانسوي مي گويد: برای تعیین ارتفاع آن نسبت به کف صحن ها عدد 100 را برای مرتفع ترین نقطه تثبیت کردیم. بدین ترتیب با کم کردن ارتفاع سطوح صحن ها از این رقم به ارتفاع امروزی برج می رسیم که 35/24 متر در بالای صحن شمال شرقی و 95/24 متر در بالای صحن جنوب غربی است که همان دروازه غربی حصار می باشد. این زیگورات تماماً با خشت خام ساخته شده و به فاصله هر ده رج آجر یک رج آجرکتیبه دار چيده شده است. نوشته های روی این آجرها نشان می دهند که این زیگورات را اونتاش به رب النوع این شوشیناک تقديم کرده است. تعداد این آجرها که هنوز هم در نمای آجری و در محل اصلی خود پیدا شده اند به 659 عدد می رسد.

 بيستون در مسير جاده همدان و كرمانشاه در 30 كيلومتري شمالشرقي شهر كرمانشاه قرار دارد. داریوش ( 486-522 ق.م.) که سلطنت را غصب کرده بود با مهارت واستعدادی که داشت سعی کرد تا ادعاهای خود بر تاج و تخت را توجیه کند. این تلاش ها در سنگ نوشته های بیستون و متن سه زبانه آن (پارسی باستان، ایلامی و اکدی با لهجه بابلی نو) متجلی شده است. برای نوشتن متن پارسی باستان کتیبه 38 علامت میخی ابداع شد و گزارش کارها و تصفیه حسابهای پادشاه بزرگ در بالای صخره کنده کاری شده تا محفوظ و دور از دسترس بماند. در اينجا نقش برجسته اي وجود دارد. این نقش برجسته ،داریوش را در حالتي نشان مي دهد كه پا بر سر گئومات، دشمن اصلیش گذاشته است. إنُه پادشاه اسیرو یاغیانی که داریوش بر آنها پیروز شده در جلوی او به ردیف ایستاده اند و نام هر یک در کنار، زیر و بالا و گاهی روی خود تصویر کنده کاری شده است. به تصویر کشیدن اسیران جنگی از یک سو مشابه نقش برجسته های دیواری آشوری سده های 9-7 ق.م. است و از سوی دیگر به دلیل تآثیر سبک سومری و نام های حک شده اسیران ، تفاوتهایی با هنر آشور دارد. تنها اثري كه در اين محل مي توان به يقين به دوران سلوكي در ايران نسبت داد تنديس هركول بيستون است. احتمالاٌ هركول در اينجا با يكي از خدايان محلي ( احتمالاٌ بهرام) يكسان تلقي شده است. اين نقش برجسته نشان مي دهد كه پهلوان برهنه بر روي پوست خود نشسته است. او كاسه‌اي در دست چپ نگه داشته، يعني درحال نوشيدن است و ياداور نقش هايي است كه اغلب بر روي گلدانهاي آتني اواخر سده 6 تا ميانه سده 5 ق.م. و در تصاوير هلني و رومي ديده مي شود. رانها بر روي پاشنه پاها قرار گرفته‌اند، تيردان از درختي پشت او آويخته است، همان گونه كه او در يك نقش برجسته از الئوسيس، در محلي دور از آتن به تصوير درآمده است. پشت سر هركول يك سنگ نوشته ديده مي شود كه سايباني سنگي بر روي آن قرار گرفته است.

 

 

 

 

 

نویسندگان:

- سرکار خانم ویدا ابتهاج

  - سرکار خانم رقیه خلیل زاده

به نقل ازhttp://www.iranradiofestival.ir

+ نوشته شده توسط پ.احمدی در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 0:46 |

 

هيچيك از حالات هوشياري دگرگون به اندازه هيپنوتيزم بحث برانگيز نبوده است .حالت هيپنوتيزم را مي توان حالت پاسخدهي شديدي دانست كه هيپنوتيزم كننده در يك شخص ايجاد مي كند . هيپنوتيزم كه زماني در زمره امور غيبي واسرار آميز به حساب مي آمد اينك در قلمرو بررسي هاي علمي دقيق قرار داردو مثل ساير حوزه هاي  پژوهشهاي روانشناختي در اين زمينه نيز مجهولاتي وجود دارد. تعريفها و توجيهات مختلفي در اين زمينه وجود داردكه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

Ø    تئوري تلقين پذيري مفرط

رابطه مستقيمي بين تلقين و هيپنوتيزم پذيري وجود داردهرچه شخص تلقين پذيرتر باشدسريعتر وكاملتر هيپنوز مي گردد.در حالت هيپنوز تمركز نسبت به تلقين يا مطلب خاصي زيادتر مي گرددودامنه توجه به تلقين يا كلمات هيپنوتيزور شديدتر مي گردد.

Ø    تئوري طرد نسبي

طبق اين نظريه انسان داراي دو ضمير آگاه وناخود آگاه است. ذهن ناخوداگاه انسان قادر به استدلال استقرايي نيست وفقط به صورت قياسي به تفكر و نتيجه گيري مي پردازد. اين دو ذهن يا ضمير در هر شرايطي دركالبد فرد وجود دارد. در حالت هيپنوز ذهن خودآگاه مجبور به عقب نشيني مي گرددتا ذهن ناخود آگاه باپيشروي جانشين آن گردد. درنتيجه استدلال فرد درحالت هيپنوز قياسي است.

    تعريف هيپنوتيزم از ديدگاه  افراد مختلف:

- ويليام .اس. كروجر هيپنوتيزم يك واقعيت پزشكي است

- پيررآل:هيپنوتيزم علمي است كه به وسيله آن شخصي كه موسوم به هيپنوتيزور است بتوانددرديگري به نام معلول يا سوژه خواب مصنوعي ايجاد كند.

- ارنست نولر:هيپنوتيزم  علمي است كه به وسيله آن وجدان طبيعي سوژه بر وجدان نهايي و فوق طبيعي تاثير مي گذارد اين خاصيت در جميع اشياء عالم وجودداردلكن كيفيت آن در شيئي به حسب استعداد او وماده فرق ميكند.

- لغت نامه قوانين بلاك: هيپنوتيزم علمي است كه در درك ورفتار افراد به كمك دوعامل اثر ميگذارد.يكي استفاده از قوانين تلقين پذيري وديگري رسيدن به حالتي به نام خلسه هيپنوتيزمي.

- دكتر هيلگارد: هيپنوز يك نوع گسست در هوشياري ميباشديانوعي خيالبافي معطوف به هدف است.

- دكتر كاپلان:هيپنوز حالت يا شرايطي است كه شخص مي تواند به تلقينات مناسب پاسخ دهد اين حالت با تغييراتي  درادراك حافظه و خلق فرد همراه است.

- دكتر هربرت اشپيگل: دردامنه آگاهي بشري اگر حالت آگاهي معلولي در ميان يك خط قرار گرفته باشددر يك انتهاي اين خط حالت اغماء يا بيهوشي كامل ودر انتهاي ديگرش هيپنوز يا تمركز زياد قرار دارد.حالت خلسه يا ترانس يك باريكه يا نواراز حالت تمركز وتجمع وضع آگاهي وتوجه انساني مي باشد كه بسياري از محركات غير مرتبط محيطي را حذف مي كند.

 

تاريخچه هيپنوتيزم:

هر چند اطلاعات چنداني  درباره نحوه كشف هينوتيزم توسط انسانهاي اوليه  نداريم ولي شواهد ومدارك بدست آمده حاكي از كاربرد آن در زمانهاي گذشته است. اثر وقايع هيپنوتيزمي  برروي لوحهاي سنگي مصرو نيز نوشته هاي قديمي و نقاشيهاي بدست آمده از ديواره غارها از زمانهاي بسيار گذشته ديده مي شود حتي در اولين فصل كتاب تورات نيزدر مورد خواب عميق(هيپنوتيزم) مطالبي بيان شده است. در ميان اقوام مختلف نيز اين حالت خلسه و جذبه در قالب مراسم گروهي ظاهر شده وپس از هزاران سال هنوز هم به همان صورت تكرار ميگردد.

تاريخ هيپنوتيزم نوين با فرانس آنتوان مسمر(1734-1815م)آغاز مي شود. وي معتقد بود پديده هاي هيپنوتيزمي وابسته به مغناطيس حيواني هستند.كه اين جريان مغناطيسي از بدن هيپنوتيزم كننده خارج شده ووارد بدن هيپنوتيزم شونده ميشود.بعدها روش وي در درمان بيماريها مسمريسم ناميده شد.

دكتر جيمز بريد اولين فردي بود كه لغت هيپنوتيزم به معناي خواب را براي اين حالت انتخاب كرد. وي ابتدا تصور ميكردكه عامل اصلي در هيپنوتيزم نگاه است ولي بعد متوجه شد كه هيپنوتيزم جز تلقين شفاهي هيپنوتيزور وتلقين پذيري هيپنوتيزم شونده چيز ديگري نيست. دكتر جيمز اسديل ودكتر اليوتسون از هيپنوتيزم جهت بيهوشي بيماران ونيز جراحيهاي كوچك وبزرگ استفاده نمودند.دكتر شاركو نيز از اين پديده دردرمان بيماران هيستريكي بهره جست.

درطول تاريخ هيپنوتيزم دانشمندان بزرگي مانند فرويد شاركو پاولف اريكسون وهيلگارد و... درخشيده وتحقيقات گسترده اي در اين زمينه انجام دادندتا اينكه در سال 1957 انجمن هيپنوتيزم باليني در آمريكا تشكيل شد.

امروزه از بسياري از جنبه هاي هيپنوتيزم درپزشكي, روانپزشكي و دندانپزشكي استفاده مي شود.پزشكي جديد معتقد است كه بيشتر از 80% بيماريهاو بسياري از ناتوانيها ناشي از استرس وبويژه انقباضات عضلاني هستند وبا ريلاكس كردن عضلات كه طبعاً با آرامش روحي همراه است ميتوان از بروز آنها پيشگيري نموده ويا آنها را درمان نمائيم.

 

كاربردهاي باليني هيپنوتيزم :

 

به طور كلي كاربردهاي هيپنوتيزم به دوبخش باليني وغير باليني تقسيم ميشود.حيطه باليني هيپنوتيزم يا هيپنوتراپي باليني با قدمتي ديرينه درجهت تشخيص وكمك درمان وحتي درماني به كار گرفته شده است .طب نوين پزشكي هنوز در بسياري از موارد در شناسايي مكانيسم  و نحوه درمان بيماريها ناتوان است. بهره گيري از توانائي هاي  شخصي انسان حتي بااينكه هنوز فرايندي ناشناخته داردبسيار قابل توجه وكارآمد مي باشد.

هيچگاه نبايد از هيپنوتراپي انتظار معجزه داشت هر چند گاهي اوقات نيز بدون اغراق معجزه مي كند.در مواردي مانند تروماها واورژانسها كه پروسه هاي روتين پزشكي قابليت ارزيابي وكارايي دقيق وبا سرعتي را دارا است ديگر استفاده از روشهايي مانند هيپنوتراپي نبايد به كار برده شود.

آشنايي با فيزيوپاتولوژي بيماريها موارد احتياط تداخلات دارويي وغيره در مورد بيماري مورد نظر تنها توسط كادر پزشكي مورد نظر امكان پذير است واز دخالت افراد سودجو در اين زمينه بايدجلوگيري شودامروزه كاربردها ي هيپنوتيزم در حيطه پزشكي ودندانپزشكي بسيار گسترده است وردپاي آن تقريباً در تمام بخشهامانند روانپزشكي ،طب اطفال، ايمني ، پوست ،سرطان ، اندوكرين، راديولوژي پرستاري ،جراحي و... ديده مي شود  ازطرف ديگر آشنايي وتخصص درمانگر در زمان بكارگيري هيپنوتيزم بسيار لازم وضروري ميباشد.كه اين روش  در كنار دانش پزشكي نوين ميتوانند به عنوان مكملهاي يكديگر در جهت سلامت و بهداشت مورد استفاده قرار گيرد.

 

پديده هاي هيپنوتيزمي:

 با مطالعه دقيق پديده هاي هيپنوتيزمي مي توان به ماهيت ترانس يا خلسه پي برد.

در هيپنوز تغييراتي در فيزيولوژي بدن ايجاد مي شود ازجمله اين تغييرات:تغيير ريتم قلب،كاهش فشار خون و كاهش  مقاومت عروق محيطي  و نيز كاهش متابوليسم پايه است . درجه حرارت بدن، مقاومت الكتريكي پوست، تعداد و عمق تنفس كاهش مييابد . تلقينات هيپنوتيزمي در تون عضلات و ترشحات غدد درون ريز تغييراتي ايجاد مي كنند اين تغييرات اساس بعضي از پديده هاي جالب هيپنوتيزمي هستند كه باعث جذابيت هيپنوتيزم شده است  و نيز پديده هايي كه باعث اثرات درماني مي شوند .

برخي از پديده هاي هيپنوتيزمي عبارتند از : حالت كاتالپسي يا جمود عضلاني ، تغييرات در حواس پنجگانه، بي حسي هيپنوتيزمي ، سومنامبوليسم، تغييرات قدرت حافظه و رجعت سني و قدرت تلقين پذيري فوق العاده و غيره .

 

تئوريها و مكانيسمهاي هيپنوتيزم:

 

هيپنو تيزم همواره به عنوا ن يك معما مطرح بوده وآن را به عنوان يكي از هفت شگفتي  روانشناسي به حساب آورده اند  وتا كنون دانشمندان بسياري را  به ميدان مبارزه علمي براي كشف حقيقت خود طلبيده است و هر كسي بنا بر ديدگاه خود برداشتي از اين پديده و فرايند داشته است . اگرچه تا كنون زواياي علمي بسياري از پديده هاي هيپنوتيزمي كشف شده ولي هنوز هم تئوري جامع وگويايي براي توجيه تمام پديده هاي هيپنوتيزمي وجود ندارد . مكانيسمها ي نوروفيزيولوژي و سايكوفيزيولوژي در عين پيچيدگي و ابهامات زيادي كه در آنها وجود دارد تا كنون سر منشاء تعالي بسياري از زمينه هاي علمي جديد بوده است. در اينجا اشاره اي كوتاه به تئوريهاي مطرح شده در مورد هيپنوتيزم  مي كنيم :

1:Hynosis as a conditioned process leading to sleep. پاولف ضمن بيان اين نظريه چنين مي گويدكه در هيپنوتيزم يكpartial sleep داريم و عميق تر كردن نواحي مهاري لوكاليزه شده روي كورتكس ايجاد درجات متفاوتي از هيپنوز مي كند.

2.:Theories based on changes in cerbral physiology تئوريهايي چون مهار سلولهاي گانگليوني مغز مهار يكسري از فانكشنهاي مغزي وتحريك گروهي ديگر شيفت CNS به سمت سيستم وازو موتورتمركز يا تجمع محركهاي مركزي  واحاطه شدن آنها با نواحي مهاري .

3.Hypnosis as a state of hypnosis

4.Atavistic theory or Immobilization theory

5deomotor activity and inhibition theory.

6.The dissociation theory

7.The role playing theory

8.Hyper suggestibility theory

9. ...

آنچه مسلم است اين است كه هيپنوتيزم بوسيله يك مكانيسم تنها قابل توصيف نيست  وهر تئوري يك جنبه از آن را بيان ميكند . از جمله پديده هاي هيپنوتيزمي كه همواره محور بسياري از مطالعات علمي بوده است Hypnoanalgesia  يا Hypnoanesthesiaمي باشد كه پيشرفتهاي شگفت آوري در اين تو صيف اين پديده  ساده و شگفت اور  ودرعين حال پيچيده و شگفت انگيز رخ داده است و از آن جمله ميتوان به نظريهNeodissociationهيلگارد اشاره كرد .هيپنوتيزم حتي از ديدگان نظريه كوانتوم نيز پنهان نمانده است و طرفداران اين نظريه نوين تلاش مي كنند تا به توجيه زواياي ناپيداي پديده هاي هيپنوتيزمي از ديدگاه خود بپردازند.

 

خطرات و عوارض احتمالي هيپنوتراپي:

 

اين درست است که هيپنوتيزم يکی از سالمترين و بی خطر ترين ابزارهای Alternative Medicine است اما نبايد با ساده انگاری از خطرات بالقوه ای که در کاربرد نامتناسب آن وجود دارد غافل باشيم در واقع پزشک در کاربرد هيپنوز برای درمان بيماران مانند هر روش و ابزار ديگری بايد کاملا از نحوه کاربرد موارد استفاده و موارد منع استفاده آن آگاه باشد .

در استفاده از هيپنوتيزم در هيچ گروه تشخيصی از مردم هيچ کنتراانديکاسيونی وجود ندارد بجز آنهايی که از Paranoid disorder  ياschizophreniaParanoid   رنج می برند .واين بخاطر اين  نيست که هيپنوتراپی  واقعا خطرناک باشد وبه بيماران صدمه برساند بلکه به دليل اين  است که فرد پارانوئيد درک درستی از آن ندارد ...

به صراحت می توان گفت وقتی هيپنوز را يک پزشک آموزش ديده با تجربه شايسته دارای شرايط لازم بکار ببرد هيچ خطری برای بيمار ندارد حتی نه برای سايکوتيکها و نه ساير اختلالات شخصيتی.

اما يک اخطار بزرگ و حياتی اين است که تنها وتنها خطر واقعی  هيپنوتراپی زمانی است که آن را يک هيپنوتيزور غير ماهر و بی صلاحيت انجام دهد .

Hypnosis is not a party game...

 

خود هيپنوتيزم:

خود هيپنوتيزم طريقي است براي نگرش به درون , رجعتي است به خويشتن خويش و با استفاده از خلسه هيپنوتيزمي انسان بينشي عقلاني و احساسي نسبت به خود پيدا مي كند . افرادي كه هيپنوتيزم  درماني را بكار مي برند معتقدند كه ريشه بيماريهاي رواني انسان در نوعي نگرش منفي نسبت به خود  محيط و آينده است و نوروز ها از طريق نوعي نگرش منفي نسبت به خود ايجاد مي شود. درمان اين بيماريها بوسيله خود هيپنوتيزم ودادن تلقينات سازنده و عقلاني به خود ممكن است. خود هيپنوتيزم خود تلقيني يا تلقين به نفس است . در اصل همه هيپنوتيزم ها از نوع خود هيپنوتيزم هستند و اگر فرد خودش نخواهد در حالت خلسه قرار گيرد اين غير ممكن است. در دگر هيپنوتيزمي فردي ديگر با مهارت خود سوژه را راهنمايي مي كند تا در شرايط خلسه قرار گيرد و سپس تلقينات لازم را به او مي دهد.در خود هيپنوتيزم خود فرد نقش اين راهنما را بازي ميكند و فرايند درماني را خودش اداره مي كند . در خود هيپنوتيزم اهميت تصوير سازي به مراتب از تمركز كه در دگر هيپنوتيزمي استفاده مي شود بيشتر است . در بيشتر روشهاي درماني هيپنوتراپي , خود هيپنوتيزم جزئي از برنامه درماني است . استفاده از اين روش در درمانها به منظور افزا يش اعتماد به نفس , افزايش اميد به درمان , سرعت بخشيدن به بهبودي كنترل اضطراب و كسب آرامش ايجاد سازگاري با بيماري و پذيرش آن و راه بهبود آن ،افزايش كيفيت زندگي بيماران , كاهش و تسكين درد و ... انجام ميشود. همچنين به منظور افزايش قدرت حافظه و يادگيري، افزايش قدرت تمركز و مهارتهاي اجتماعي ونيز كسب موفقيتهاي مختلف در زندگي و... به طور گسترده در بين افراد جامعه به خصوص دانش آموزان و دانشجويان قابل استفاده است .                  

                                                 

تصورات غلط در مورد هيپنوتيزم:

تصورات غلطي كه در هيپنوتيزم در جامعه وجود دارد سد مهمي را در راه پيشرفت علمي آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله اين تصور كه هيپنوتيزم نوعي خواب است. در حالي كه تحقيقات مختلف نورولوژيك نشان مي دهد كه امواج مغز در هيپنوتيزم با خواب متفاوت است علاوه بر آن ازنظر سايكولوژيك هم خصوصيات فرد هيپنوتيزم شده با فردي كه به خواب رفته است متفاوت است . تصورات غلط ديگر مانند اعتقاد به اينكه در حالت هيپنوتيزم فردكنترل رفتاري خود را از دست مي دهد و تحت تسلط هيپنوتيزور قرار مي گيرد يا افرا د كند ذهن هيپنوتيزم مي شوند يا اينكه فرد هيپنوتيزم شده ممكن است بيدار نشود يا اينكه افراد ساده لوح زودتر هيپنوتيزم مي شوند و صدها تصور غلط ديگر . در حالي كه حقايق علمي نشان مي دهد افرادفقط در صورت تمايل مي توانند هيپنوتيزم شوند و در حين هيپنوتيزم در صورتي كه تلقينات ارئه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتي در مقابل آن ايستادگي مي كنند و در هر مرحله از هيپنوز در صورت تمايل مي توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنين مشخص شده كه برعكس تصور حاكم , افراد با هوش هيپنوتيزم پذيري بالاتري نسبت به بقيه افراد جامعه دارند .

خلاصه آنكه مدارك علمي فراواني وجود دارد كه بسياري از اين تصورات غلط را به صورت علمي رد مي كند .

 

آيا همه افراد قابل هيپنوتيزم شدن هستند ؟

تحقيقات و مشاهده علمي جديد در زمينه هيپنولوژي اطلاعات خيلي بيشتري در دسترس ماقرار داده است .

با توجه به متدهاي جديد متنوعي كه در دسترس قرار گرفته اند , تصور مي شود در اكثريت عظيمي از افراد بشر قابليت هيپنوتيزم شدن وجود داشته باشد .

در هيپنوتيزم از روشهاي بدون كلامي مي توان استفاده كرد و به اين ترتيب حتي افراد كر و لال هم هيپنوتيزم شده اند .اين مسئله اين اهميت را دارد كه براي مقاصد درماني لزوماًنيازي به خلسه هاي عميق هيپنوتيزمي نيست و با درجاتي از آرميدگي كه براي تمام افراد به سادگي قابل دسترسي است, امكان درك و قبول تلقينهاي درماني در رفتار و اعمال آنها امكان پذير است.

 

 

براي انجام يك جلسه هيپنوتراپي چه امكانات و زماني صرف مي شود ؟

 هيپنوتراپي در بسياري از بيماريهاي مزمن هزينه هاي درماني را كاهش مي دهد زيرا هيپنوتيزم باعث كاهش طول دوره درمان مي گردد.

مدت جلسات هيپنوتيزمي به عوامل مختلفي بستگي دارد از جمله نوع بيماري ,خصوصيات هيپنوتيزمي بيمار ,روشهاي مورد استفاده توسط درمانگر وغيره .

اما استفادهاز هيپنوتيزم در درمان ممكن است بين چند ثانيه تا حدود يك ساعت وقت بگيرد .حتماً لازم نيست فرد به طور كلاسيك مراحل ايجاد خلسه را طي كند. در بعضي از موارد بيمار بدون اينكه خودش متوجه شود يا تغييري در وضعيت او ايجاد گردداز پديده هاي هيپنوتيزمي استفاده مي شود.

روشهاي ساده اي وجود دارد كه همه افراد مي توانندبه طور روزمره از آنها در افزايش عملكردهاي خود ودرمان بيماريها استفاده كنند . براي مثال :

 

قبل از به خواب رفتن در رختخواب طاق باز دراز بكشيد , تمام بدنتان را كاملاً رها كنيد دستها و پاها از همديگر جدا باشند , به آرامي ده نفس عميق بكشيد و در حين اين عمل كم كم خود را در فضاي آرامش بخش مثل كنار دريا يا جاي سرسبزيامحل  دلخواه تصوركنيد. در صورتي كه اين مراحل را به خوبي انجام داده باشيد به آرامش عميق مي رسيد , در اين شرايط تلقينات مناسب را مي توانيد به خود بدهيد.

 

منابع براي مطالعه بيشتر:

 

 

·        Froom,e.,&Nash,m.r.Eds.(1992).Contemporary hypnosis research.New York:GuilifordPress.

·        Undolf,R.(1987).Handbook of hypnosis for rofessionals.New York:Van Nostrand Reinold.

·             Sheeha,P.W.,&Perry,C.W.(1976).Methodologies of Hypnosis.Hillside,NJ:Erlbanum.

·        Brown,D.P.,&from,E.(1986).Hypnotherapy and hypnoanalysis.Hillsadle,NJ:Elbanum.

·        Crasilneck,H.B.,&Hall,J.A.(1985).Clinical hpnosis:Principle and applications.New York:Gurne&saturattion.

·        Haley,J.A.Advanced techniques of hypnosis and hypnotherapy. NewYork:Gurne & Saturation, 1996.

·        AndreM.Weitzenhoffer.The practice of hypnosis ,2000.John Wiley &Sons,Inc.

·        Mikhael Heap,kottiyattil K. Medical and dental hypnosis.4th ed. Edinburgh;New York. Churchill Livingstone,2002.

·        Thom dowel,Northvale,NJ.Cognitive hypnotherapy.Jason Aronason,2000.

·        Ranjit Kumar.Research methodollogy,a step by step guid for beginners.London stage,1999.

 به نقل از http://msrc.mui.ac.ir/

+ نوشته شده توسط پ.احمدی در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 0:33 |

1- کوتوله ی سفید چیست؟

کوتوله های سفید، که تعدادشان در کهکشان ما نسبتاً زیاد است، آخرین مرحله تکامل بسیاری از ستاره ها هستند. ستاره هایی که جرمشان تقریبا" معادل جرم خورشید (2/1 جرم خورشید) و یا کمتر از آن است به احتمال زیاد همگی به کوتوله سفید تبدیل می شوند. این اصطلاح برای توصیف مرحله ای از تکامل ستاره ای به کار می رود که ستاره پس از تبدیل شدن به غول سرخ، در آن مرحله از انقباض باز می ایستد. در مرحله کوتوله سفید، ماده ستاره ای فشرده می شود و به جسمی کم نور، به اندازه ای بسیار کوچک، به بزرگی زمین، تبدیل می شود. از آنجا که ستاره دیگر هیچ منبعی برای تولید انرژی ندارد، سرد می شود.

1- کوتوله ی سفید چیست؟

پس یک کوتوله ی سفید، ستاره ای است که دیگر سوخت هسته ای اش تمام شده و در نتیجه بسیار فشرده و کوچک می شود. چنین ستارگانی بسیار داغ هستند ولی آهسته آهسته دمای خود را از دست می دهند.

 

تاریخچه

در سال 1862، نخستین بار یک ستاره شناس آمریکایی به نام الوان کلارک در حال آزمایش تلسکوپ5/18 اینچی خود، همدم شعرای یمانی را دید و اما این همدم که به نام شعرای یمانی- B خوانده می شود خود یک معما است. در طیف سنجی مشخص شد که سطح آن از خورشید ما گرمتر است اما ستاره ای بسیار تیره تر از خورشید ما می باشد. این موضوع نشانگر آن است که قطر همدم باید کم و در حدود 2 درصد خورشید یعنی دو برابر زمین باشد. این مقدار از نظر نجومی مقدار بسیار کوچکی است، لذا این ستاره داغ و کوچک نام کوتوله سفید را به خود گرفت.

شعرای یمانی
شعرای یمانی، بهمراه همدمش که یک کوتوله ی سفید است.

اکنون مشخص شده است که کوتوله های سفید، باقیمانده ستاره هایی مانند خورشید در هنگام مرگ هستند. بنابراین مرگ خورشید ما با تولد یک کوتوله سفید همراه است.

 

جرم به اندازه ی خوشید، ولی حجم 2 درصد آن!

هنوز هم معمای کوتوله های سفید پایان نیافته است. شعرای یمانی – B با وجود کوچکی، همان اندازه ی وزن خورشید را دارد. جای گرفتن این همه جرم در حجمی باین کوچکی، باید جسمی آنچنان چگال و فشرده را تشکیل دهد که نظیر آن روی زمین وجود ندارد. در حقیقت یک فنجان از مواد تشکیل دهنده یک کوتوله سفید صد ها تن وزن دارد!!!

اندازه
اندازه ی کوتوله ی سفید در مقایسه با زمین

جالب اینجاست که ستاره ی درخشان صورت فلکی کلب اصغر(سگ کوچک) یعنی شعرای شامی نیز یک همدم کوتوله سفید کم فروغ دارد که مشاهده آن نسبت به همدم شعرای یمانی کمی مشکل تر است.

شعرای یمانی – B هر 50 سال یک بار به دور ستاره شعرای یمانی می چرخد. البته تفکیک همدم شعرای یمانی از درون تلسکوپ های آماتوری تقریباً ناممکن است چراکه این دو ستاره بسیار به هم نزدیک هستند و شدت درخشش شعرای یمانی (در حدود 10000 بار شدید تر از نور همدم) مانع از تفکیک همدم خود می شود. حتی در سال 2025 که آنها بیشترین فاصله را از هم خواهند داشت برای تفکیک آنها به یک تلسکوپ 10 اینچ و با شرایط رصدی مناسب نیاز است تا این همدم کم نور را از ستاره درخشان شعرای یمانی تفکیک کرد.

مدار
دوره ی گردش کوتولیه ی سفید بدور شعرای یمانی

 

درخشندگی کوتوله های سفید

از روی فاصله و نورانیت ظاهری اندازه گیری شده کوتوله های سفید، محاسبه درخشندگی حقیقی آن ها امکان پذیر است. کوتوله های سفید ستاره های بسیار کم نوری هستند، برای مثال می توان به منظومه شعرای یمانی و همدم کوتوله ی سفیدش اشاره کرد. شعرای یمانی یک ستاره معمولی است و نورانی ترین ستاره آسمان است. اما همدم کوتوله سفید آن 10 قدر کم نورتر است و آن را جز با تلسکوپ در شرایط مناسب نمی توان دید.

درخشندگی کوتوله های سفید گستره وسیعی از قدر مطلق حدود 10+ تا حدود 20+ دارد.

مرکز سحابی
یک کوتوله ی سفید در مرکز سحابی چشم گربه، بجا مانده از ستاره ای در گذشته

رنگ کوتوله های سفید

رنگ تقریبا" 1000 کوتوله ی سفید اندازه گیری شده است. این رنگها گستره ای از آبی سیر تا زرد را نشان می دهند. گستره ی دما های مربوط به این رنگها از حدود 100000 درجه کلوین تا 5000 درجه کلوین است که آبیترین تا سرخترین اجسامی را که گمان می رود کوتوله سفید باشند در بر می گیرد.

سطح

طیف کوتوله های سفید

طیف کوتوله های سفید بسیار متفاوت از ستاره های معمولی است. در بیشتر طیف ها خطوط طیفی اندکی وجود دارد. تنها خطوطی که به صورت برجسته و واضح دیده می شوند خطوط هیدروژن است. با این حال در طیف بعضی از کوتوله های سفید، نمود های غیر عادی به چشم می خورد. به طور مثال، کوتوله های سفیدی وجود دارند که در طیف آنها اثری از خطوط مربوط به هیچ عنصری دیده نمی شود.!!! طیف برخی از کوتوله های سفید فقط خطوط هلیوم را نشان می دهد، بی آنکه خطوط هیدروژن در آن قابل مشاهده باشد. در طیف برخی دیگر خطوط عناصر سنگین مانند کلسیوم و آهن وجود دارد.

 جرم کوتوله های سفید

خوشبختانه، برخی از کوتوله های سفیدی که کشف شده اند، عضو منظومه های دوتایی هستند، از این رو تعیین جرم آنها به طور قابل اعتمادی میسر است. از مشهور ترین کوتوله های سفید همدم های ستاره های شعرای یمانی و شعرای شامی است که جرم دقیق آن را می توان بدست آورد. محاسبه مدارهای این ستارگان نشان می دهد که جرم شعرای یمانی – B ، 05ر1 برابر جرم خورشید و جرم شعرای شامی – B ، 63ر0 جرم خورشید است.

 این مقادیر، مقادیر نمونه برای کوتوله های سفید هستند و دلایل خوبی در دست است که قبول کنیم هیچ کوتوله سفید نمی تواند بسیار پرجرم تر از خورشید باشد. محاسبات نشان می دهد که جرم و اندازه کوتوله های سفید با هم ارتباط عجیبی دارند. معلوم شده هرچه جرم کوتوله سفید بیشتر باشد، اندازه آن کوچکتر است. علاوه بر آن محاسبات نشان می دهد اگر جرم ستاره ای بیشتر از 2/1 جرم خورشید باشد، نمی تواند سیستم پایداری را تشکیل دهد، زیرا در این صورت باید شعاع منفی داشته باشد که البته این بی معنا است.

مدل

ستاره های پرجرمتر به طریقی متفاوت تز از آنکه مستقیما" به کوتوله سفید تبدیل شوند، می میرند. این گونه ستاره ها ممکن است در پایان عمرشان به ستاره نوترونی و یا شاید سیاهچاله تبدیل شوند. در مقالات آینده در مورد سیاهچاله ها بیشتر سخن خواهیم گفت.

 

چگالی کوتوله های سفید

کوتوله های سفید اجسامی هستند بسیار کوچک که شعاع آنها بسیار نزدیک به یک صدم شعاع خورشید در حدود شعاع زمین است. چون جرم کوتوله های سفید تقریبا" معادل جرم خورشید است در نتیجه چگالی آنها می باید در حدود  1003 برابر آب یا حدود 1 میلیون برابر چگالی خورشید باشد.

خورشید
کوتوله ی سفید (white dwarf) نسبت به خورشید بسیار کوچک است، ولی باندازه ی خورشید جرم دارد!

یعنی یک فنجان از کوتوله سفید می باید 100 تن وزن داشته باشد. مقدار جاذبه ی سطحی در سطح کوتوله های سفید نیز به حد باور نکردنی زیاد است و به حدود 100 میلیارد برابر ثقل زمین است. بنابراین هر جسمی که به منظور کاوش در سطح یکی از کوتوله های سفید فرود آید، بی درنگ بر اثر گرانش بسیار زیاد، له می شود!

 

بنقل از:

http://www.persianstar.com/

 

+ نوشته شده توسط پ.احمدی در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 0:20 |
پیام تسلیت  به سرگروه علوم تجربی گناباد
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن یعقوبی در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 21:24 |
بیوتکنولوژی
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن یعقوبی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 23:37 |
شبیه سازی
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن یعقوبی در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 11:31 |
منظومه شمسی در قران
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن یعقوبی در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 11:23 |
اخرین جلسه گروه
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن یعقوبی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:23 |
نمونه سئوالات المپیاد علوم دوم راهنمایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن یعقوبی در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 10:38 |